السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : اسماعيلى )
229
بايدها و نبايدها در رفتار و كردار قضات ( فارسى )
پس از آنكه آن دو قاضى دانستند كه نمىتوانند اين زن پاكدامن را به گناه آلوده سازند به نزد پادشاه رفته و به او گفتند كه ما گواهى مىدهيم كه اين زن مرتكب عمل زنا شده است . پادشاه چون از ديانت و نيكوكارى آن زن اطلاع داشت به همين خاطر غم و اندوه دل او را فرا گرفته و از اين ماجرا ناراحت و محزون گرديد . اما چون آن دو قاضى نسبت به اين امر خلاف واقع گواهى داده بودند نمىتوانست كه به سادگى شهادت و گواهى آنها را نپذيرد و نسبت به آن ترتيب اثر ندهد . لذا به آن دو قاضى گفت : سخن شما را قبول مىكنم اما به شرط اينكه به اين زن سه روز مهلت دهيد سپس او را سنگسار نماييد . در مدت اين سه روز مناديان پادشاه در شهر جار زده و به مردم اعلام نمودند كه براى سنگسار شدن فلان زن پرهيزگار و عابدهاى كه مرتكب فحشا شده بود در فلان جا حاضر شويد زيرا دو قاضى در ارتكاب اين عمل عليه او شهادت دادهاند .